![]() |
![]() |
|
|
یک کار قدیمی
باز می بارد با قدیمی ترین ترانه اش تو ساکتی کنار من وصدای سیلی باد باران به پنجره می زند از ترس هرباراشک شیشه رادر می آورد وهنوز من کنار تو حالا دل آسمان سبک شد شاید دل تو هم! |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم تیر 1385ساعت 15:48 توسط راضیه احمدزاده |
|
|
چقدرساده می شوی الهام شعرهایم وهمرام نمی شوی می دانی زیربارانت شاعرترم ولی نمی باری اتفاق بدی نمی افتد حالا اگر بگویی دوستم...! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 9:53 توسط راضیه احمدزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|